خنده های خسته از گریه ناتوان تر ناتوان تر
در سایه اش من باز اشک میریزم
میترسم میترسم و باز میترسم
گرسنه سوزانده شوم
بدون تب...بدون تب....بدون تب...
DO DO DO WITHOUT ME ME ME ... 
خنده های خسته از گریه ناتوان تر ناتوان تر
در سایه اش من باز اشک میریزم
میترسم میترسم و باز میترسم
گرسنه سوزانده شوم
بدون تب...بدون تب....بدون تب...
DO DO DO WITHOUT ME ME ME ... 
و
روزگار آشفته تر
لمیده دستپاچه میان بیگانگی ما.. 
I CANT TOUCH YOU
تبعید میکنم خود را به جزیره ای کبود 
چه شکیبایی شگفتی !
آنجا واژه هایم سیاه مست نیست
زلال زلال مثل چشمهایت ..........
I SHALL NEVER
GROW OLD....
دهانم
می گستراند
تهی از ذهن بی گمان بی انتها بی محض
به مجازاتی سرد
عروسکی زنده ام پیچیده در هراس.
TASTE IT DARK RED
مردمک آبنوسی
و
موجهای خاکستریش
کدام رفتگری نگاهش را شسته ؟
این ست که روز روشن اهریمن میخندد
و
ریه ها میمیرند اکنون فرو تنانه ....NO DAY IS SAFE
ویرانه های مدٌور
هراسناک خوابم را می رباید
هیچ گرمی
هیچ تو
هیچ .... 
ه
ی
چ SUCH COLDNESS
به مضحکی عکس های سیاه و سفید ِ سرهای تراشیده
خوش ترکیب
یک توهم
میخندید کنج لبهایش
من
هنوز بی کران در امتداد باران بُهت نقاشی میکنم
OUT OF MY RIGHT MIND
گل مینا توی باغچه
از گل
میمون ترسید...پر پر شد
مثل مینا دخترکی که بیهوش خوابیده از باتوم ها...
ITS A GIFT !!؟؟؟؟