جراحتی در کار نیست

مگر نمی دانی زخمها دیده نمی شوند

هیچ وقت توجه نکردی

ناجور  چنگ میزند  بوسه های آب روان   ؛  لباسهای چرکم را

مگر نمی دانی باران هم تهدیدم نمیکند

هیچ وقت توجه نکردی

تیر ها  و تبر ها جای تو بودند در کنارم

ZUM  GOTTESACKER HINAUS