جراحتی در کار نیست
مگر نمی دانی زخمها دیده نمی شوند
هیچ وقت توجه نکردی
ناجور چنگ میزند بوسه های آب روان ؛ لباسهای چرکم را
مگر نمی دانی باران هم تهدیدم نمیکند
هیچ وقت توجه نکردی
تیر ها و تبر ها جای تو بودند در کنارم
ZUM GOTTESACKER HINAUS
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۲۷ ساعت توسط واژه