واژه های خشک و بی سوار

تندر ی ناتوان

بر لب دوخته  ام 

بی هراس

از تو میگوید

چروک هایش نیشخند اشک ها  نشد..

خون آلود  تا   تهی 

گرگ میزاید

تند

تند

آهسته.....AND I SEE MYSELF