ابرهای چرک
پریشان
و
باران از لابلای انگشتانم
زلال
میمیرد
از این روست که غبار چشمهایم را دیریست چنگ زده ست
در
روزگار کرخت
IF I COULD SLEEP 
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۷/۰۹ ساعت توسط واژه
|
ابرهای چرک
پریشان
و
باران از لابلای انگشتانم
زلال
میمیرد
از این روست که غبار چشمهایم را دیریست چنگ زده ست
در
روزگار کرخت
IF I COULD SLEEP 