در سکوت بسترم
لایه های بالی بزرگ
مرا می پیچانَد.
هیچ نمی توان گریخت
بارانی ات هنوز خیسِ،.............. هرُم ت مرا خشکاند
یک مرد
یک زن
یک افسانه رقصان
و
زیر ما
یک جهان خوابیده ست سالها سالها سالها
AND THERE IS NO END